تاج الدين احمد وزير
186
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
تو مىروى و مرا روى دل بجانب تست * ولى چه سود كه جانب نگه نمىدارى * * * تا خم ابروى شوخ او به پيشانيست طاق * در سر زلفش دل من با پريشانيست جفت * * * تا خال ترا من « 1 » و زلف ترا صيد * آزادم و فارغ ز همه دانه و دامى * * * تو دستار افكنى صوفى و ما سر بر سر كويش * سر و دستار را بايد كه فرقى در ميان باشد حرف الثّا * 151 * ثناى حسن تو در عقل من نمىگنجد * كه حسن و لطف تو از حدّ عقل بيرون است * * * ثوابى كن به لطفت دستگيرم * كه هستى كام جان دلپذيرم * * * ثرياوار بارم اشك اى ماه * كه در مهرت ستاره مىشمارم * * * ثابتصفتم كوهصفت گر زنيم تيغ * چون ذرّه نيم در ره مهر تو هوايى * * *
--> ( 1 ) در اين موضع يك كلمه واضح خوانده نمىشود .